نمايشنامه هنرعشق افرینی

نمايشنامه هنرعشق افرینی

نمايشنامه هنرعشق افرینی

بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب زينب امكي نمايشنامه اي به نام هنر عشق آفريني به ريشه تحرير درآورده. قسمتي از نمايشنامه را مطالعه فرمائيد در صورت پسند كردن آن مي‌توانيد PDF آن را خريداري نماييد. صداي بوق ماشين و سر و صداي اتومبيل ها در آن سوي آشپزخانه منزل مي‌آيد. هوا روشن است نرگس دارد غذا درست مي‌كند كه ناگهان شوهرش مي‌آيد. نرگس: شوهر عزيزم بيا با من غذا درست كن. حسين: به علاقه اي به غذا درست كردن ندارم. نرگس: علاقه به من نداري يا علاقه به غذا درست كردن نداري. حسين: علاقه به هر دو ندارم. نرگس: حسين جان چه چيزي تو را نسبت به من بي علاقه كرد. حسين: نمي دانم. نرگس: بيا نزديك تر به چشمانم نگاه كن. حسين: چشمانت برايم زيبا نيست. نرگس:

خورجینی ازقصه های قشنگ

خورجینی ازقصه های قشنگ

خورجینی ازقصه های قشنگ

اينجانب زينب امكي نويسنده 100 داستان آموزنده به نام خورجيني از قصه هاي قشنگ براي كودكان و نوجوانان و بزرگسالان هستم. اين PDF كه من ارائه مي‌كنم بالغ بر 70 داستان است كه مي تواند تأثير عميقي در روح و روان و اخلاق انسان گذارد بسيار آموزنده و جذاب هستند. چند نمونه از 70 داستان در زير آمده است در صورت پسند كردن نمونه مي توانيد با نازل ترين قيمت PDF هفتاد داستان را خريداري نماييد. ممنونم اسم داستان: روزی توهم پیرمی­شوی روزی روزگاری درجنگلی لاک پشت پیری زندگی می­ کرد روزی لاک­پشت پیر به کناررودخانه رفت اقا بزی به اوخندید وگفت توپیرشدی وازدواج هم نکردی لا کپشت ناراحت شد وبه او گفت روزی تو هم پیرخواهی شد روزها گذشت تا اینکه یک روز اقابزی به خواستگاری رفت هیچ کس

نمايشنامه رؤیای خواهری

نمايشنامه رؤیای خواهری

نمايشنامه رؤیای خواهری

بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب زينب امكي نويسنده هستم نمايشنامه اي به عنوان روياي خواهري نوشته ام قسمتي از آن در زير مي‌آيد اگر پسند كرديد بقيه نمايشنامه را خريداري نماييد. خواهروبرادری هستن که هردوی انها دریک ماشین شخصی نشسته اند. فاطمه درماشین نشسته وشروع به موزخوردن میکند علی داردرانندگی میکند. علی. موزخوردن برایت زیباست. فاطمه . باتوهمسفرشده ام برایم زیباتراست علی. خدای من سورپرایزشدم

نمايشنامه مشکل زردخت ومحسن

نمايشنامه مشکل زردخت ومحسن

نمايشنامه مشکل زردخت ومحسن

بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب زينب امكي نمايشنامه اي به نام مشكل زردخت و محسن به ريشه تحرير درآورده. قسمتي از نمايشنامه را مطالعه فرمائيد در صورت پسند كردن آن مي‌توانيد PDF آن را خريداري نماييد. زن وشوهری برای تفریح به کناردرختی رفته اند ومشغول تدارک غذاهستن. زردخت. محسن جان بروکمی هیزم جمع کن. محسن من نمیتوانم هیزم جمع کنم خودت جمع کن.